از وقتی Dustin جواب نامه ام رو نداد بی خیال داشتن یک penpal دائم شدم! Penpalها موجوداتی هستند که بیشتر از دو تا نامه دووم نمی یارن و هیچ علاقه ای هم به زندگی و دغدغه های شما ندارن و صرفا آشنا شدن با یک فرهنگ جدید براشون مهمه! منم که شخصیت غیرفرهنگی! اصلا برای این سایت ساخته نشده ام!

چند روز پیش از سایتش یه نامه رسید که برات یه پیغام جدید اومده! گفتم حتما یه هندی پاکستانی دیگه است! امروز که فیس بوک خبری نبود گفتم یه سر بزنم شاید Dustin مسیر توبه پیشه کرده! ولی در کمال تعجب پیغام از یه ایرانی بود! اسمش یادم نمی یاد ولی یه پسر یا بهتره بگم آقای 26 ساله ایرانی بود! نوشته بود که تو پروفایل من خونده که تفریح مورد علاقه ام نوشتنه! اون هم یه فیلم سازه و تا به حال سه فیلم کوتاه ساخته و دلش می خواد از همه جا برای فیلم هاش ایده جمع کنه و شاید نوشته های من به دردش بخوره!

اول خواستم مثل یک پیغام پاکستانی-هندی باهاش رفتار کنم و اصلا جواب ندم! بعد خواستم جواب بدم مرتیکه نخوندی من مهندس شیمی هستم! ولی در نهایت بدون توجه به وصیت اکید صاحب سایت که این سایت فقط برای نامه نگاریه جواب دادم :

من وبلاگ می نویسم که نمیدونم اصلا میشه اسمش رو نوشتن گذاشت یا نه! می تونید به وبلاگ قدیمی ام سر بزنید! و آدرس چرک نویس رو دادم! صدای بابام اومد تو گوشم که چقدر ایرانی ها آدم های خطرناکی ان و صدای مامانم که میگه چقدر وبلاگ نویسی کار بدیه! و صدای خودم که می گفت توی پست هات خیلی اطلاعات خصوصی می دی ولی در نهایت خودم رو راضی کردم که یه وبلاگ مرده دوباره نمی تونه بمیره و هیچ جنایتی اینجا رخ نداده و این سایت هم زیاد پتانسیل مردم آزاری نداره!

خلاصه اینکه من چشمم آب نمی خوره! اینم یه Dustin ئه فقط از نوع ایرانی و نوشته های من هم دیگه چنگی به دل نمی زنن و بهتره برم اون جمله رو از پروفایلم ور دارم!